Announcement/e’laamieh / اعلامیه
![]()
بد ینوسیله اعلام میدارد که هر گونه مصاحبه با یک زندانی سیاسی در پی رخصت وی از زندان ، تنها زمانی اعتبار بشری دارد که محتوی آن منحصرأ در زمینه نفس ِتجربه وی از زندان باشد و بس.
عقاید و تئوری نتایج تحقیق و نحوه دنیا نگری یک شخص بوده ، و حتیّ اگر انگیزه اوّلیه بوجود آمدن آنها احساسی بوده باشد در تکامل خود از قلمرواحساس شخص به قلمرو منطق وی منتقل شده اند.
ازسوی دیگر تجربه زندان برای یک زندانی سیاسی - حد ّاقل تا زمانی که در حبس است - تجربه ای خصلتأ احساسی باقی می ماند.
این احساسات شامل ترس ، انفراد، نگرانی ، شفقت ، خود کوچک بینی ونفی هرگونه منطق قبلی شخصی می شوند. منطقی که درآن مقطع زمانی خاّص ، د یگر ارتباط خود را با احساس حاضر ِ شخص از دست داده است.
ازاین رو احسا س زندانی در زندان فقط منعکس کننده زندگی وی درزندان بوده ، وهرنوع منطق احتمالی حاصل از آن نیز چیزی جزمنطق مجازیک محبوس نیست.
بنابراین عکس العمل نفی منطق قبلی بخصوص درمورد متفکرّینی که به هیچ گروه دگماتیکی وابسته نیستند برای تقلیل فشارروحی و جسمی در شرایط سخت کاملأ طبیعی است.
درمورد اعضاء گروه های مختلف دگماتیک ، وجود دیگراعضاء ِ گروه درزندان ، که شاهد وناظرمقاومت شخص در مقابل فشارند خودبخود احساس انفراد وخود کوچک بینی راتقلیل داده ، حتیّ دربرخی موارد شخص را به خود بزرگ بینی نیزمبتلا می سازد. در موارد دیگراحتمال خطرتنبیه شدن توسط خود ِ گروه متعصب برای عضو محبوس بیشتراست تا درجه فشاروارد توسط یک رژیم زورگو و زورعمل.
تغییرعقیده در شرایط معمولی زندگی امری است طبیعی و در رابطه مستقیم با تجارب و تحقیقات جدید وهمچنین انعطاف پذیری وقوّه فراگیری شخص می باشد.
لیکن محبوس شدن برای باوروعقیده شخصی ویا انتشارو ابراز یک فرضیه تحقیقی زوراست وزوردلیل دارد ولی منطق ندارد. از طرف دیگرمنطق قدرت دارد ولی زور ندارد.
اگرمنطق زور را حبس کند زور دیگر زور نیست. و اگرزورمنطق را حبس کند قدرت آن نفی شده ، ودیگرمنطق قبلی نخواهد بود.
طبیعی است اگردرچنین شرایطی تنها منطق یک زندانی تبعیّت ازاحساس غریزی بقاء وحفاظت ازنزدیکان خود باشد.
در مورد آنهائی که احساس تعلقشان به گروه سیاسی خود بیشتراست تا به خویشان ، این حسّ - و منطق غریزی حاصل از آن - می تواند شخص رابرای گروهش به یک قهرمان تبدیل کند. درصورتیکه کسی مدالی برای حفاظت ازفامیلش دریافت نمی کند.
ولی حفاظت ازآنان و حتیّ حفاطت ازخود عملی است انسانی و سرزنش پذیرنیست .
ایده ال این است که جامعه شرایطی را به وجود بیاورد که احتیاجی به قهرمان بازی نباشد و انسانها بتوانند با بحث ، جدل و درعمل صد قت و یا بی اعتباری ایده ها وعقاید خود را بیازمایند. والسلام.