Galileo and Delilah / Galileh va Dalileh /ملاقات گالیله با دلیله

ملاقات گالیله با دلیله
فکر کرد نمی تواند دو بعدی باشد زمین
با اینهمه صورت ها و کلّه های سه بعدی
و فکر می کرد پس به چه شکل است
که سیب به کله اش افتاد
ازدرخت به سر
اززندگی به دلیل وبرهان
گالیله گفت سیب یک جزئی به یکسو اریب افتاد
پس زمین بد ورخود می چرخد
دلیله گفت دلیلش؟
گالیله گفت فقط اینکه باید بچرخد
دلیله گفت دلیلش؟ دلیل به دلیلش
گالیله گفت دلیله یه دلیل
دلیلش هیحکس نداند
همچنانکه سیب دردهان من
و تودرسرمن
و دستها در آتش دین
و زانوها در زنجیر کمر
و آنها برهان و دلیل نمی خواهند دلیله
موهایشان نیزبتراشی
اززورشان کاسته نمی شود
تعصّب گفت
زمین ِ کروی کفراست
وباید به آتش بنشینی
که دلیله را سالهاست به جایش نشانده ائیم
واوشب و روزخاک خائی می کند
سیب ازآن درختِ وسوسه است
ومار ِالهه شفا
خرابکاری می کند
که سیب عقل را به خورد ِباکره گرسنه می دهد
تا دلیله ازاوسردرآورد
و سام-سون پسرسام را
بی قدرت کند.
سام
آنکه یک خدائی را
رسم کرد
والهه کُش بود.
گالیله گفت دستهایم درآتش
فایده ائی نخواهند داشت
وچه تعصّب بخواهد چه نخواهد
زمین کروی است
حتیّ اگر من حرفم را پس بگیرم
و هرگاه آنان آماده شوند
کروی بودن ِزمین را نیزجزوی ازمعجزات الهی خواهند دید
وچرا من جلوتراززمان
درابراز ِجلوتربودنم اصرارکنم
بگذاربجای آتش
پستانهای نرم دلیله عریان را
گرم نگاهدارم
واحساسات پنجگانه را.
وحّس ششم را
درعشقبازی با دلیله
بکارخواهم انداخت
و دلیله وتعصّب بهم راهی ندارند
وحقیقت برای تعصّب بی دلیله است
وبهتراست دستهایم امروز روی پستانهای دلیله
تا که فردا در آتش تعصّب خاکستر
وآنچه درآینده ارزش حقیقی دارد
امروزهنوزبی ارزش است
ومن اگرگالیله ام
با دلیله ام
وقبول ندارم
که حرف مرد یکیست
وباید که یکی باشد
وانعطاف پذیری برای بقاء
وهمزیستی با دلیله
بهتراست از
دستها درآتش تعصّب به سوختن دادن
واثبات تعصّب خودم
که علم وتعصّب ناسازگارند
ومن بی دلیله خود را به آتش نخواهم سپرد
بگذاردین وتعصّب واصرار
ازآن ِآنان باشد
ودلیله زیبا با پستانهای نرمش
ازآن ِمن
واینچنین بود که گالیله
بدنبال دلیله به دادگاه شرعی رفت
و شانه بالا انداخت
وزمین را همشکل سقف
دراطاق دادگاه
مربع دید
آنگاه دلیله دست اورا
گرفت وآنها به حجلۀ پنهان
رفتند.
وجزگالیله
هیچکس
دلیله را در
کنارِ وی
ندید.
ویدا کاشی زاده
18th Sep 2003