گردش درلندن- شنبه و دوشنبه

طلوع خورشید د رما یْلد ِمی از پنجره آ شپزخا نه

بعد اً د رحین ا نتظا رجلوی موزه ای مد رن برا ی د وستی که راهش را گم کرد ه هنوز
د رحا ل جستجوبود ،عکسی ازکلیسای سنت پل می گیرم. ا ین کلیسا ی معروف امروزه د ه
د وازده پوند ورود ی می گیرد وخوشبختا نه د ر عوض ا نتظا ر دعا ند ا رد.
ا ین را نیز بگویم که تا همین خیلی اواخرهیچ کلیسا ی معمولی محلی هرروزبا زنبود و بیشتربه کشیش آ ن تعلق د ا شت تا به مسیحیا ن محلّه.
ولی این اوا خرعد ه ائی ا زکشیشا ن - به دلیلی که حا ضرنیستند بگویند - به خود شا ن
ا فتا د ه کلیسا یشا ن را هرروزبا زمیگذا رند بخصوص کا تولیک ها.
د لیلی که نتوا ند ا برا زشود د لیله نیست ترس ا زخد ا ست.
البته اگرهند و، یهودی یا مسلمان هستید این ترس برایتا ن مسئله ائی نیست. برا ی مثا ل اصطلاح مرسوم ایرانی ” ازخدا بترس” می تواند خود به تنها ئی ا ثبا ت مطلب با شد.
ولی مسیحی ها براین باورند که رابطه اشا ن با خدا تنها بر پایه عشق است و فکرمی کنند عیسی رنج کشید که گناه آنان را بشوید و توقع این گناه شویی تا ابد ادامه دارد.
ا لبته د راسلام نیزاگر شخص ازخدا طلب بخشش کند از نظر خدا بخشوده است.
ولیکن رویهمرفته می توا ن گفت که تکرار مکرریک ” گناه “ علامت ا ینست که شخص ِ مرتکب عمقا ً قبول ندارد که کاری که کرده ” گناه ” است. ا زا ینرو طلب مکرر بخشش برای همان نوع “گناه” د ربطن خود بی معنی است و شنونده ائی ندارد که بخواهد ببخشد یا نبخشد.
ازباورمسیحیان نیزمیشود اینطور ا ستنبا ط کرد که عیسی درواقع توسط خود ِ تازه مسیحیان کشته شد. او درآخرین لحظه های زند گیش به چشم خود د ید که چگونه “طرفدارانش” برای تماشا صف کشیده بودند و اینکه فقدان مقاومت یا ازبیحا لی است یا از شفقت و به عشق ربطی ندارد.
بعد ها شمس عشق را مقا وم کرد.
او ازطرفدارانش ا نتظا رعشق د ا شت و به کمترازآ ن راضی نبود.
ازاین جهت تعداد طرفداران او کم ولی عمقی بود ند و همگی پس ازشنا خت اوشخصیت وزندگیشان برای همیشه منقلب شده تغییریا فت.
هرد و مرا د ی که مولانا پس از شمس و ا ز بین رفتن ا و ا نتخا ب کرد دروا قع ازمرید ا ن شمس بود ند. و بد ین شکل بود که مولانا د ا نسته یا ند ا نسته ا نتقام کوچک خود را ازجامعه ضّد شمس قنیّه گرفت.
غم عشق اوبه شمس حتی د رمثنوی که درسا لهای آخرعمرش به رشته تحریردرآمد نیز،
در ا ینجا و آ نجا بطورد ل سوزا ننده ائی قا بل لمس است.

سنت پل پشت چند تا غوشه (غا ن) قا یم شد ه. غوشه د رخت بلند و لطیفی ا ست که محا ل است ا زکنارآن رد شد و متوجه تنۀ آ ن که پوسته ا ش نقره ائی سفید ا ست نشد.
ا ین د رخت عمرش طولانی نیست و(چون) ریشه ا ش زیا د به عمق نمی رود.

طرف را ست قسمتی ا زسا ختما ن موزه ا ست که قد یمها کا رخا نه بود ه.

روی یک د یوا رموقتی که پشتش سا ختما نکا ری ا ست علامت کا رت آ بی رنگ اویستررا می بینم. ا ین کا رتی ا ست ا لکترونیکی که می شود بجا ی بلیط برا ی وسا ئل نقلیه عمومی خرید و جزئیا ت شخصی
د رموقع خرید و استفا د ه وا رد سیستم می شود.
د را ین پوسترکوچک بجا ی لغت ا ویستر لغت ویور نوشته شده که بمعنی کسی ا ست که معمولاً بد ون
دا نستن تما شا شوند ه ، د ا رد تما شا می کند. پا ئینش ا شا ره به ا ین ا ست که هرجا ی لند ن با شید
آ ن تما شا گرمی د ا ند.

کمی عقب می روم و تا زه متوجه لغت « را » می شوم. و سپس تصویررقا صا ن روشن ترمی شود.

عکسی موقع برگشتن ا زموزه د رحین عبورا ز روی پل عا برین پیا د ه - با لای رود ثمزایستاده ام
« د وشنبه »

لند ن تنها پا یتخت از منتطقه سرد نیمکره شما لی ا ست که د رهوا ی برفی کا ملاً فلج می شود.
ا ین د رمورد بیست تا سی سا ل پیش که تقریباً هرسا ل برف می آ مد صد ق می کرد ولی دردو دهۀ اخیرکه دراثرگرمای یک میلیون ماشین در روز، برف کمترشده ، بد ترهم شده است.
باورنمی کنید اگربگویم با دوازده سیزده سا نتی متربرف مدرسه ها تعطیل شده اند.
دریک مصاحبه راد یوئی شهردارهوا را “خیا نت آمیز” نامید. فکرمیکنم فقط انگلیسی زبانان از اینچنین صفتی برای تفسیرهوا استفاده کنند. جا لب اینکه مصاحبه کننده برای اینکه اورا از خوابش بیدارکند بلافاصله پرسید پس فکر میکنید این کارخدا پوده؟ و بیدارش کرد.
این را هم بگویم که در چند سا ل اخیربرایم ثا بت شده که خیلی ها اینجا به قد رت جا د و بیشترمعتقد ند
تا به قد رت خدا ویا طبیعت ، بخصوص مسئولانی که خا م کارند.
مثلا ً همین شهرد ارترجیح می دهد فکرکند یک زن مسن خارجی بیکارنشسته اجی مجی لاترجی می کند که برف بیا ید تا معلوم شود که شهردارهاج و واج خواهد ما ند ، تا اینکه مثلا ً فکرکند بهتر است با شهرداری های شهرهای دیگراروپا تما س بگیرد ببیند مد یریت آنها چگونه است که دربرف فلج نمی شوند.

قدیم ها درپیاده روهای لند ن صند وقهای فلزی متصل به زمین وجود داشت که پرازمخلوطی ازما سه ونمک بود. وقتی برف می آمد کارگران میا مد ند ومجتوی آنرا برروی جا ده و پیاده رومی پا شید ند تا
برف زود حل شود ولی با کمترشد ن برف درلند ن همه را جمع کردند.
یکی ازخواص لندن این است که مردمش د وراند یش نیستند و خاطره اشان نیزخوب نیست.
بخصوص با زیاد شدن تلفن های توجیبی.
ازآنجائی که اغلب این تلفن ها آ نتن ندارند استفاده از آنها دروسائل نقلیه برای ا نسا نها خطرناک است. چون وسائل نقلیه فلزی اند و با ا ین تلفن ها تبد یل به آ نتن می شوند.
نشستن در یک اتوبوس لندن امروزه یعنی کوک شدن اعصا ب ومغز. بد تراینکه خیلی از مسافرین فقط چون جوصله اشان سر رفته تمام طول راه را پای تلفن میگذرانند و صدایشان نیزبلند ، انگار که
بلند گو قورت داده اند.
خلاصه سفربا اعما ل شا قه مگرآنکه خود تا ن نیز پای تلفن ِ د س د سی بلند گوقورت داده باشید.
چطوراست بگوئیم د روسائل نقلیه استفاده از تلفن فقط در موارد اضطراری ، و پس ار مد ّتی نیز کلا ً قدغن ، چون مثل سیگارخطرش برای ا طرا فیا ن نیزبالاست.

این نیوئینگتن گرین است.
چهارخانه طرف راست قدیمی ترین خانه های موجود و متصل بهم لندن هستند که بیش ازسه قرن عمردارند.

موتورجد ید سقف دار د رقا ب برف.
ابتدای شرقی خیا با نی که موزه بریتا نیا درآ نجا ست.


خیابان طوری خلوت است و زمین پوشیده ، که اگر یک د رشکه ما ل د وران د ویست سا ل پیش رد شود تعجبی نخواهم کرد.

شاه عبا س منتظر د ر بیرون موزه بریتا نیا .
از زما نی که من د را ین کشوربوده ام ا ین اولین باری است که مطرح شده است. بک آدم حسا بی هم پیدا نمی شود که به د خترم بگوید چرا حالا.
بقول بابام “ َای شا نس بخشکی ! “.

البته مصری های قد یم هم که ا ینجا ن. مگر همین قد یمی ها ی د رون پوستر مرا بفهمند.

پس زنده باد پوسترها !
کسی چه می داند شا ید آن مصری و شا ه عبا س د ر پوستربرای تلفن کرد ن بمن صف
کشید ه اند.
الو….. ا لو ….. نه حرف نمی زند.
کیوسک تلفنی که می بینید ما ل زمان قد یم لندن است که امروزه فقط چند تا ئی از آن د ر
محّله های توریستی با قی ما ند ه است.
گویا آمریکائی هائی که استخردارند بقیه را خرید ه اند و در آن د وش نصب می کنند.
بیخود نیست که ا ز آ ن پس ا ینجا را آ ب زیا د می گیرد.
خود لندنی ها بیک نحوی این کیوسک ها را با اتوبوس های بی د رب ِ قد یم مرتبط می بینند وگرنه قا بل توضیح نیست که چرا هرد وی اینها را که قرمزبود ند با هم جمع کرد ند. البته ممکن است رازمرتبط کننده رنگ آ نها بود ه.
جا لب اینکه تا رنگ کیوسک ها را عوض کرد ند یکبا ره تلفن های د س د سی هم بین مردم گرفت و دیگر کمتر کسی از تلفن عمومی استفاده می کند ، حا ل این به کنا رکه تلفن د سی در ماهیت خود عمومی تر است تا کیوسک تلفن !؟
ولی آیا اتوبوس ها هنوزمورد استفاده اند چون اغلب قرمزند؟
اتوبوسهای قد یمی خوبی اشان این بود که اگردرترافیک گیر می کرد ند آنها ئی که نزدیک مقصد شان
بودند می توانستند با همّت خود پیاده شوند.
و در این کارمردم لندن فرزی خاصی نشان می دادند بطوریکه از طرزپیاده شدنشان میشد حدس زد
که چند سال در لندن بوده اند.
ولی با اتوبوس های درب دار کنونی مسافران بی تا ب برای پیاده شدن قبل از ایستگاه در حین گیرترافیک کاملا ً به شخصیت راننده وابسته اند.
گرچه با وضع ا قتصا د ی کنونی را نند ه های سختگیراتوبوس هم دیگرشل تر می گیرند و اگرخطری نباشد درب را باز می کنند ، که این سئوال را پیش می آورد که آیا بهتر نبود همان اتوبوسها را در
رابطه با محیط زیست بهبود مکا نیکی د ا د ه نگه مید ا شتند ود رنتیجه خرج ملت هم کمتر میشد.؟
ولی ا صل ا قتصا د ی حاکم براین کشورخرج کرد ن است و نه پس ا ند ا ز.
یا د م است چهارپنج سا ل پیش د ر بحثی به معلمی گفتم هفتاد در صد مردم این کشوربه بانک ها
مقروض هستند. ا و حتی فکر هم نکرد که این را ازروی انتقاد می گویم و با حا لت تثبیت گفت
بله این نشان می دهد که وضع اقتصادی ما چقد رخوب است.
بسلا متی !